سخن

یادداشت‌های ادبی ـ انتقادی محمد میرزاخانی

نام:
مکان: نا کجا, بی کجا, Iran

شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۳

حرف, حِرفه , حروفیه

براساس چیزهایی که اینور آنور درباره ی حروفیه خوانده و شنیده بودم, این طور برای خودم فکر می کردم که یک جنبشِ پست مدرن است. جنبشی که مثل بسیاری از پست مدرن های امروزی با زبان و شیطنت های آن سر و کار دارند و بیشتر جولان فکری شان درباب خود زبان است. البته هنوز هم خوب نمی دانم حروفیه که بوده و چه گفته اند، ولی به هر رو امروز کتابی به دستم رسید که متفاوت بود از آنچه تا به امروز شنیده و خوانده بودم.البته نویسنده اش،در آغاز کتاب حرف های بسیاری از نویسندگان را درباره ی حروفیه دروغ و تحریف و... دانسته بود. به همین منظور بد ندیدم خلاصه ای از گفته های این نویسنده را درباره ی حروفیه بیاورم_ مخصوصاً به خاطر نوع نگاه خاص نویسنده به این مقوله.

.یک. جنبش حروفیه جنبشی است که در دوره ی تیموریان به وجود آمده و نشو و نما یافته
دو. مهم ترین دلیل پیدایشِ این جنبش، مسئله ی اقتصادی است: پس از ویرانی های مغول ها و بعد هم قتل و غارت های تیمور، مشکلات فراوانی دامنگیر جامعه ی ایران می شود.یکی از کارهایی هم که تیمور انجام می دهد این است که بسیاری از صنعتگران را به سمرقند می برد؛در نتیجه ی این مشکلات و مسائل، صنعتگران واصاب حرف که بیشترین ظلم به ایشان می شد و بیشترین مالیات هم از ایشان اخذ می گردید، به نوعی به مقابله با اندیشه ی حاکم بر جامه و تیموریان و ... برخاستند. آنها به پیکار معنوی علیه جهان بینیِ ملکوتی و تعالیم تئولوژیکی حاکم بر جامعه پرداختند.
سه. از نظر سیاسی، هدف اصلی حروفیه مبارزه با حکومت فئودال تیموری بود.
چهار. از نظر اقتصادی و اجتماعی ، حروفیه به دنبالِ برابری و مساوات و رفع هر گونه ظلم و ستم در جامعه بودند.
.پنج. رهبر و مؤسس حروفیه، فضل الله نعیمی بوده که خود از راهِ کلاه دوزی زندگی می کرده
شش. شهر باکو گویا مرکز اصلی حروفیه بوده است.
هفت. هسته ی اصلیِ عقاید حروفیه انسان بوده است.از نظر حروفیه ، انسان معیارِ همه چیز است.هر چیزی در زندگیِ ما باید بر پایه ی انسان بنا گردد.آنها معتقد به انسان-خدایی بودند.
.هشت. آنها معتقد بودند خدا کسی است که بتواند خویشتن خودش را بشناسد
.نه. حروفیه طبیعت را از انسان جدا نمی سازند و این دو را در پیوندی دیالکتیکی با یکدیگر میدانند
ده. فضل الله نعیمی مراجعه به خداوند را در امور انسانی مردود و نادرست می داند و بر این باور است که باید جهان را با معیارهای خود آن ، نه چیزی بیرون از آن به عنوانِ خدا یا هر چیز دیگر، تفسیر کرد.
یازده. بنا به باور نعیمی، اعتقادات و اندیشه های ملکوتی و متافیزیکی، تنها سرچشمه اش ترس و ناتوانیِ انسان است. پیروانِ نعیمی در برابر " اهل حق "، خود را " اهل علم ودانش " می خوانده اند.
دوازده. نعیمی می گوید بهشتی خارج از این دنیا وجود ندارد. انسان است که می تواند با نیرو واندیشه ی خویش، بهشت را بر همین زمین بسازد.
سیزده. بنا به اندیشه های حروفیه چیزی به اسم خوب و بد، خارج از انسان وجود ندارد.این خود انسان است که خوب و بد را می سازد وبه آن معنا می دهد. بر همین اساس خوب و بد امری نسبی است.
چهارده. نعیمی یک آته ئیست به تمام معناست.
پانزده. نعیمی را به فتوای فقها، پاهایش را با ریسمان بسته و در کوجه و بازار گردانیدند و ئر نهایت به وضع فجیعی به قتل رسانیدند.
هفده. یکی از مهم ترین رهبران حروفی عماد الدین نسیمی است. و بیشتر مبانیِ تئوریکِ حروفیه در اشعار و نوشته های او جلوه دارد.
هجده. نسیمی بر پایه ی علم به تبیین جهان می پردازد و به این نتیجه می رسد که چیزی خارج از ماده وجود ندارد، و آنچه را که روح می نامیم چیزی نیست جز شکلی دیگرگون از ماده. او بر این باور است که ماده هرگز محو نمی شود و حیات ابدی وجود دارد.
نوزده. حروفیه جهان را قدیم می دانند و می گوینداین عالن از ازل همواره در حرکت است. و همه ی تغییراتی که در جهان شاهدِ آن هستیم، معلولِ همان حرکتند.
بیست. عماد الدین نسیمی تمام ادیان و کتاب های آسمانی را ساخته و پرداخته ی ذهنِ بشر می داند.
بیست ویک. پایانِ کار نسیمی مثل نعیمی بود و از آن هم بدتر.
--------------------------------
پی نوشت
نام کتاب مورد نظر جنبش حروفیّه و نهضت پسیخانیان(نقطویان) است. نویسنده ی آن : علی میرفطروس. ناشر: بامداد
با تشکر از دوست فرزانه ام, علی, که این کتاب را در اختیارم قرار داد -

5 نظر:

Blogger R گفت...

این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

چهارشنبه بهمن ۲۸, ۰۶:۴۳:۰۰ بعدازظهر  
Blogger R گفت...

Payam’s weblog is an opening for me to discover other potential Iranian blogs (that is to say I located this nice post via Payam’s cyber-lair).

Thanks for the informative post ... there is also another exciting line coming right from Horoufi sect to later minority propagations in Shia: positive disintegration of the semantic coherence of all monopolistic horizons of theocracy to numbers (what happens in Kabbalah and capitalism as Deleuze and Guattari suggest, etc)-- surely you have heard the stories about the fascinatingly ABJAD delirium swirling in Horoufi sect -- thus taking the advantage of dismantling the authorship and the striated space of textum before having the opportunity to capture and authenticate messages through the text. As you know, Horoufi sect has inspired many minorities in Shia (triggering more heresies than the Isma'ielies) and this mostly because of its tactics for presenting an autonomous religion (rather than guided by theological pantheons) and creative techniques for opening a free trade between numbers and alphabets that results in a great opportunity for multiplicity, this is of course, is not original to the Horoufies but it goes back to the inspiring lessons of Abdullah ibn Maimun (Maymun), the Persian occultist, conspiracist, cryptographer, guerilla expert, religion-saboteur and above all a heresy-engineer who for the first time unleashed the guidelines for working on strategies / tactics in the field of minority propagation, subverting the texts from within and looking into numbers in a political (polytical) way.

چهارشنبه بهمن ۲۸, ۰۶:۴۵:۰۰ بعدازظهر  
Anonymous axarsuta گفت...

پس به این ترتیب مارکسیسم را 400 سال قبل از مارکس فضل الله نعیمی گفته بود. لذا از این پس به جای واژه بیگانه مارکسیسم بگوئیم: فضل اللهیسم یا نعیمیسم و به جای کلمه بازبیگانه کمونیسم بگوئیم: حروفیسم.

چهارشنبه اسفند ۱۷, ۰۴:۲۸:۰۰ قبل‌ازظهر  
Anonymous شهرام گفت...

فکرمی کنم که این کتاب درسال 1356 یعنی حدود 35سال پیش منتشرشده است.درچاپ جدیداین کتاب وخصوصاًدر کتاب «عمادالدین نسیمی شاعرحروفی»ماباروایت دقیق تری دربارهء عقاید حروفیان آشنا می شویم،ازجمله:
در اواخر قرن هشتم هجرى / چهاردهم ميلادى در شمال ايران (استرآباد طبرستان) و خصوصاً در شمال غربى اران، آذربايجان و تركيه عثمانى فرقه اى پديد آمد كه به حروفيه معروف شد. اين فرقه فلسفى ـ عرفانى و اجتماعى، از آغاز پيدايش خود از طرف حكومت تيمورى و علماى مذهبى حاكم مورد سوء ظن، تعقيب و سركوب قرار گرفت.
فضل الله استرآبادى (مؤسس فرقه حروفيه) ادعا كرد كه معانى باطنى حروف و كلمات قرآن بر او آشكار شده و «الوهيّت» با ظهورش آغاز گرديده است. او، بدين ترتيب «ختم دين محمدى» را اعلام كرد. براى فضل الله استرآبادى تكرار فراوان كلمات « فضل الله» در قرآن، زمينه مناسبى براي طرح و تشريع دعويهايش به شمار مى رفت و او از اين «موهبت» در ارائه و تبليغ عقايدش استفاده كرد.

حروفيه پاسخگوى چه نيازهايى بود؟ چرا باوجود تعقيب ها و سركوب هاى فراوان، پنهان و آشكار سالها تداوم يافت؟ چه تأثيراتى بر فرقه ها و جنبش هاى آينده داشت؟ و اساساً اهميت تاريخى و اجتماعى حروفيان در چيست؟
گروهى از محققان ( مانند ادوارد براون«٢» ، رضا توفيق «٣» و عبدالله گلپينارلى «٤») حروفيه را «جنبشى ايرانى (ملّى) عليه اعراب و اسلام و نمونهء آشكارى از پيكار روح آريايى و سامى» قلمداد كرده اند. وجود عقايد كفرآميز، دنياگرايانه و گرايش هاى ايرانى در بعضى آثار حروفيان، اگر چه خصلت ملى و ضداسلامى عقايد حروفيان را تأئيد مى كنند با اينهمه بايد دانست كه حروفيان گروه هاى يكدست و متحدالعقيده اى نبودند، از اين گذشته، جنبش حروفيان تنها در ايران محدود نماند بلكه در نواحى عثمانى و سوريه نيز گسترش يافت. به همين جهت، ادبيات اوليه حروفيه اگر چه به زبان فارسى نوشته شده، اما ادبيات بعدى اين فرقه غالباً تركى ست.
با توجه به تعقيب ها و سركوب هاى گسترده ء حروفيان، راز بقا و گسترش آنان در چه بود؟
به نظر ما: حروفيه، بيان آرمان هاى مذهبى، فلسفى و اجتماعى مردمى بود كه از استيلاء و ستم حكومت تيمورى و نيز از «جنگ هفتاد و دو مذهبِ» فرقه هاى اسلامى به جان آمده بودند و در تعاليم التقاطى و نوگراى حروفيان، مداراى مذهبى، برادرى، عشق به همنوع و آرامش معنوى احساس مى كردند. مجموعه اين تعاليم باعث شد تا اين فرقه، قشرهاى مختلفى را در ايران، عثمانى و سوريه به سوى خود جلب كند.
حروفيه براى تأثيراتى كه بر جنبش هاى آينده (مانند بكتاشيه، نقطويه و بابيه) داشته و نيز، خصوصاً به جهت ميراث ادبى ـ فلسفى عظيمى كه بنيانگذار، شاعران و متفكران آن باقى گذاشته اند، در تاريخ ادبيات ايران و عثمانى داراى اهميت بسيار است. اين امر، حروفيه را از جنبش هاى همعصر خود (مانند نهضت سربداران و مشعشعيان) متمايز مى سازد. شايد بتوان وجود اين ميراث ادبى ـ فلسفى عظيم در جنبش حروفيان و فقدان آن در جنبش هاى ديگر اين دوران را ناشى از خاستگاه و پايگاه شهرى حروفيان و خاستگاه و پايگاه روستايى نهضت هاى ديگر دانست.
از نظر اجتماعى، حروفيان غالبا متشكل از پيشه وران خُرده پاى شهرى و صاحبان حرفه و فن بودند و از نظر فلسفى نيز شايد بتوان اين فرقه را نماينده فكرى همين اقشار اجتماعى در مقابله با دستگاه دينى حاكم آن عصر بشمار آورد. بهمين جهت، ادبيات حروفى داراى ذخاير عظيمى از انديشه هاى نوجويانه، الحادى و ضداسلامى است كه بخاطر شرايط سخت مذهبى ـ سياسى و محدوديت هاى تاريخى اگرچه در لفافه اى از واژه ها و مفاهيم عرفانى ابراز شده اند، اما مطالعه دقيق اين آثار ما را با جوهر واقعى فلسفه حروفيان آشنا مى كند.
آشنائى با جنبش حروفيان به يُمن تحقيقات مؤلف در زندگى و عقايد حسين بن منصور حلاج ممكن شد. در واقع، عقايد انسان ـ خدائى و سرنوشت خونين حلاج، فضل الله استرآبادى و عمادالدين نسيمى، فصل مشترك زندگى و عقايد آنان است و نشان دهنده تأثير عميق حلاج بر عقايد فضل الله و عمادالدين نسيمى مى باشد. بنابراين، كتاب حاضر مى تواند بخشى از تحقيق مفصّل نگارند در باره زندگى و عقايد حلاج نيز بشمار آيد كه طى آن، تأثير عقايد انسان ـ خدائى حلاج بر جنبش هاى اجتماعى و جريان هاى فكرى آينده نموده مى شود.

پنجشنبه فروردین ۱۵, ۰۱:۵۶:۰۰ بعدازظهر  
Anonymous شهرام گفت...

ادامه
بيست سال پيش كه نخستين چاپ كتاب «جنبش حروفيه…» «٥» منتشر شد ، مطالعات اساسى در ايران راجع به اين جنبش و خصوصاً در باره زندگى و عقايد عمادالدين نسيمى، بسيار اندك بود و غير از كوشش هاى گرانقدر استاد دكتر صادق كيا و پروفسور هلموت ريتر، كار چندانى در باره حروفيان صورت نگرفته بود. در چنان شرايطى، با توجه به سانسور حاكم بر اين گونه «تحقيقات نامتعارف»، طبيعى بود كه كتاب كوچك «جنبش حروفيه…» نيز داراى ضعف ها و كمبودهاى فراوان باشد. امروزه مى توان خوشحال بود كه به همت بسيارى از دانشمندان و محققان ايرانى و خارجى، مطالعات مربوط به جنبش حروفيان، غناى گسترده اى يافته است. در پرتو اين كوشش ها و مطالعات، اينك ما مى توانيم درك روشن ترى از عقايد شاعران و متفكران حروفى داشته باشيم. به احترام اين كوشش هاست كه مؤلف در آغاز كتاب حاضر، كتابشناسى تقريباً كاملى از مطالعات مربوط به زندگى و عقايد عمادالدين نسيمى را بدست داده است. مؤلف، همچنين خوشحال است كه يكى از نظرات اساسى وى، مبنى بر «گرايش هاى دنياگرايانه و برداشت هاى اين جهانى و مادىِ بخشى از حروفيان»، امروزه، حتى مورد قبول و تأئيد بعضى محققان اسلامى نيز قرار گرفته است .«٦»

اين كتاب، شامل يك بررسى كامل در باره حروفيه و زمينه هاى تاريخى پيدايش آن نيست،بلكه كتاب حاضر،بخشى ازيك رساله دردانشگاه سوربن پاریس در بارهء «جنبش حروفيان» است كه در آن، مؤلف به زندگى و عقايد عمادالدين نسيمى و جايگاه برجستهء وى در تاريخ ادبيات ايران پرداخته است.
در آثار مورخين و مؤلفين اسلامى قرن هشتم و نهم هجرى/ چهاردهم و پانزدهم ميلادى، علاقه اى به شرح زندگى و عقايد نسيمى ديده نمى شود و اين بى شك ناشى از حساسيّت و كينه اى است كه در تمامت آن دوران، متوجه اين شاعر و متفكر آزاده بوده است. مؤلف اميدوار است كه شرايط آينده چنان باشد تا بتواند به چاپ و انتشار متن كامل رساله نايل آيد. بقول عمادالدين:

خواهد «نسيمى» از سرِ زلف تو دم زدن

چندان كه عُمر، بر سر اين گفت و گو كند «٧»

زیرنویس ها:

١ ـ ديوان فارسى عمادالدين نسيمى، به تصحيح رستم على اوف، ص١٩٤-١٩٥. مصراع دوم و پنجم اين شعر در نسخه رستم على اوف و جلالى پندرى بجاى «ز جهان بقا» و «مى صافى» «به جهان بقا» و «مى صاف» آمده است.

٢ -

Journal of the Royal Asiatic Society, London, 1898, p. 62.

٣ -

Textes persans relatifs à la secte des Houroufis, Lyden-London, 1909, p. 307.

٤ -

Hurufilik metinleri katalogu, Ankara, 1973, pp. 19-20.

٥ – جنبش حروفيه و نهضت پسيخانيان (نُقطَويان)، تهران، ١٣٥٦.

٦ – مثلا نگاه كنيد به: حروفيه در تاريخ، يعقوب آژند، تهران، ١٣٦٩ش، صص ٥٠، ٥١، ٦٢، ٧٠، ١٠١ و ١٩؛ ديوان عمادالدين نسيمى (زندگى و اشعار)، يدالله جلالى پندرى، تهران، ١٣٧٢ش، ص٢٠.

٧ ـ مصراع دوم اين بيت در نسخه رستم على اوف (ص١٢٢) بصورت «جُست و جو كند» آمده است. بنظر ما و با توجه به ابيات ديگر، خصوصا سطر «از سر زلف تو دم زدن»، تركيب «گفت و گو كند» صحيح تر است.

پنجشنبه فروردین ۱۵, ۰۱:۵۹:۰۰ بعدازظهر  

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند

<< صفحهٔ اصلی